ازدیاد
#۸٬۲۱۱
plethora
ازدیاد خون در یک نقطه، افراط، ازدیاد
proliferation
تکثیر، ازدیاد
up
بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
boost
بالا بردن، زیاد کردن، ترقى، بالا رفتن، ترقى دادن، جلوبردن، بالا بردن (قیمت)، کمک کردن
swell
(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى
pressure
فشار، بار سنگین مصائب و سختیها، مشقت، فشردن، مضیقه
swelling
آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه
multiplication
بس شمارى، ضرب، افزایش، تکثیر