فرهنگ آریانپور
ازدواجی
#۸٬۲۰۸
marital
شوهرى، زوجى، ازدواجى، نکاحى
conjugal
نکاحى، ازدواجى
internuptial
وابسته به عروسى، ازدواجى
wedded
(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن
married
شوهردار، عروسى کرده، متاهل، پیوسته، متحد
nuptial
وابسته به عروسى، نکاحى، عروسى، زفافى
spousal
ازدواج، عروسى، زفاف، وابسته به عروسى
hymeneal
وابسته به سطح هاگدار و میوه آور قارچ، سطح هاگدار و میوه آور قارچ، سرود عروسى
matrimonial
وابسته به عروسى