فرهنگ آریان‌پور

ازدواجی

#۸٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

marital

شوهرى، زوجى، ازدواجى، نکاحى

۲

conjugal

نکاحى، ازدواجى

۳

internuptial

وابسته به عروسى، ازدواجى

۴

wedded

(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن

۵

married

شوهردار، عروسى کرده، متاهل، پیوسته، متحد

۶

nuptial

وابسته به عروسى، نکاحى، عروسى، زفافى

۷

spousal

ازدواج، عروسى، زفاف، وابسته به عروسى

۸

hymeneal

وابسته به سطح هاگدار و میوه آور قارچ، سطح هاگدار و میوه آور قارچ، سرود عروسى

۹

matrimonial

وابسته به عروسى