فرهنگ آریان‌پور

خواندن

#۸۲٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

read

(past: read ; past participle: read) ـ قرائت کردن، خواندن، تعبیر کردن، باز خواندن

۲

sing

(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن

۳

orate

سخنرانى کردن، نطق کردن، خواندن

۴

spell

(past: spelt, spelled ; past participle: spelt, spelled) ـ هجى کردن، املاء کردن، درست نوشتن، پى بردن به، خواندن، طلسم کردن، دل کسى را بردن، سحر، جادو، طلسم، جذابیت، افسون، حمله ناخوشى، حمله

۵

study

مطالعه، بررسى، مطالعه کردن، تحصیل، درس، غور و بررسى، موضوع تحصیلى، اتاق مطالعه، تحصیل کردن، درس خواندن، خوانش، بررسى کردن

۶

intone

سرائیدن، خواندن، مناجات کردن

۷

invite

دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن

۸

reading

(past: read ; past participle: read) ـ قرائت کردن، خواندن، تعبیر کردن، باز خواندن read

۹

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط

۱۰

bidden

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد