فرهنگ آریان‌پور

خواسته

#۸۱٬۹۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

want

خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى

۲

wish

خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه

۳

would

تمایل، خواسته، ایکاش، مى خواستم، مى خواستند کلمه هاى مرکب

۴

desire

میل داشتن، آرزو کردن، میل، آرزو، کام، خواستن، خواسته

۵

request

درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن

۶

wishing

خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه wish

۷

desirous

مایل، خواهان، آرزومند، مشتاق، خواسته

۸

desideration

آرزو، خواسته

۹

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۱۰

idea

انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر

۱۱

claim

ادعا، دعوى، مطالبه، ادعا کردن

۱۲

ideal

کمال مطلوب، هدف زندگى، آرمان، آرزو، ایده آل، دلخواه

۱۳

demand

تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن

۱۴

intent

نیت، قصد، مرام، مفاد، معنى، منظور، مصمم

۱۵

purpose

منظور، مقصود، عمد، قصد، عزم، هدف، پیشنهاد، در نظر داشتن، قصد داشتن، پیشنهاد کردن، نیت واژه هاى شامل

۱۶

intention

قصد، منظور، خیال، غرض، مفهوم، سگال

۱۷

desideratum

آرزوى اساسى و ضرورى، چیز مطلوب، خواست