فرهنگ آریان‌پور

خواستگاری‌ کردن

#۸۱٬۹۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

woo

اظهار عشق کردن با، عشق بازى کردن با، خواستگارى کردن، جلب لطف کردن

۲

court

بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى

۳

propose

پیشنهاد کردن، پیشنهاد ازدواج کردن