فرهنگ آریانپور
خواستار
#۸۱٬۹۳۹
wisher
خواستار، آرزو کننده
demandant
خواستار، متقاضى، درخواست کننده، طلب کننده، خواهان
wishful
خواهان، آرزومند، طالب، خواستار، مشتاق، (معنى مجازى) ملتمس
demanding
تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن demand
requester
خواهش کننده، خواستار
volunteer
داوطلب، خواستار، داوطلب شدن
would be
کسى که دلش مى خواهد بمقامى برسد، خواستار
fain
خشنود، ناچار، متمایل، بخشنودى
eager
مشتاق، ذیعلاقه، ترد و شکننده
forward
جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن
willing
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will
desirous
مایل، خواهان، آرزومند، مشتاق، خواسته
insistent
مصر، پافشار، پاپى
preferrer
ترجیح دهنده
pretender
وانمود گر، عذر آورنده، متظاهر، مدعى تاج و تخت