فرهنگ آریان‌پور

خواستار

#۸۱٬۹۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

wisher

خواستار، آرزو کننده

۲

demandant

خواستار، متقاضى، درخواست کننده، طلب کننده، خواهان

۳

wishful

خواهان، آرزومند، طالب، خواستار، مشتاق، (معنى مجازى) ملتمس

۴

demanding

تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن demand

۵

requester

خواهش کننده، خواستار

۶

volunteer

داوطلب، خواستار، داوطلب شدن

۷

would be

کسى که دلش مى خواهد بمقامى برسد، خواستار

۸

fain

خشنود، ناچار، متمایل، بخشنودى

۹

eager

مشتاق، ذیعلاقه، ترد و شکننده

۱۰

forward

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن

۱۱

willing

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will

۱۲

desirous

مایل، خواهان، آرزومند، مشتاق، خواسته

۱۳

insistent

مصر، پافشار، پاپى

۱۴

preferrer

ترجیح دهنده

۱۵

pretender

وانمود گر، عذر آورنده، متظاهر، مدعى تاج و تخت