فرهنگ آریانپور
خواربار
#۸۱٬۸۸۸
cate
(در جمع) خواربار، سورسات، اغذیه لذیذ
grub
کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن
viand
غذا، خواربار، خوراک، ماکولات، گوشت groceries
stover
آذوقه، خواربار، علوفه
grocery
بقالى، عطارى خواربار فروشى، خواربار
foodstuff
ماده غذایى، خواربار
provender
علیق، علوفه، خواربار، آذوقه، غذا، علیق دادن
provision
تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن