فرهنگ آریان‌پور

خوار کردن

#۸۱٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

insult

توهین کردن به، بى احترامى کردن به، خوار کردن، فحش دادن، بالیدن، توهین

۲

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن

۳

lower

(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low

۴

scorn

تمسخر، تحقیر، بى اعتنایى، حقارت، خوار شمردن، اهانت کردن، استهزاء کردن، خردانگارى، خرد انگاشتن

۵

debase

مقام کسى را پایین بردن، پست کردن

۶

humble

زبون، فروتن، متواضع، محقر، پست، بدون ارتفاع، پست کردن، فروتنى کردن، شکسته نفسى کردن

۷

slight

مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن

۸

cheapen

از قیمت کاستن، ارزان شدن، تحقیر کردن، ناچیز شمردن

۹

mortify

پست کردن، ریاضت دادن، کشتن، آزردن، رنجاندن

۱۰

deprecate

بد دانستن، قبیح دانستن، ناراضى بودن از

۱۱

humiliate

پست کردن، تحقیر کردن، اهانت کردن به

۱۲

depreciate

کم بها کردن، مستهلک کردن

۱۳

derogation

ابطال و فسخ، عمل موهن