فرهنگ آریان‌پور

خوابیده

#۸۱٬۸۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

torpid

خوابیده، سست، بیحال، بى حس

۲

dormant

خوابیده، ساکت، درحال کمون

۳

recumbent

خوابیده، خم، (گیاه شناسى) برزمین گستر

۴

asleep

خواب، خفته، خوابیده

۵

sleeper

خواب رونده، خوابیده، واگن تخت خواب دار، آهن زیر ساختمان

۶

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۷

unused

به کار نرفته، نامستعمل، خو نگرفته، عادت نکرده، به کار نبرده

۸

resting

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده rest

۹

inoperative

غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر