فرهنگ آریانپور
خوابیده
#۸۱٬۸۲۸
torpid
خوابیده، سست، بیحال، بى حس
dormant
خوابیده، ساکت، درحال کمون
recumbent
خوابیده، خم، (گیاه شناسى) برزمین گستر
asleep
خواب، خفته، خوابیده
sleeper
خواب رونده، خوابیده، واگن تخت خواب دار، آهن زیر ساختمان
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
unused
به کار نرفته، نامستعمل، خو نگرفته، عادت نکرده، به کار نبرده
resting
آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده rest
inoperative
غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر