فرهنگ آریانپور
خواب و خیال
#۸۱٬۷۷۱
dream
(past: dreamed, dreamt ; past participle: dreamed, dreamt) ـ خواب، خواب دیدن، رویا دیدن
vision
دید، بینایى، رویا، خیال، تصور، دیدن، یا نشان دادن (در رویا)، منظره، وحى، الهام، بصیرت
whimsy
(whimsey =) ـ بوالهوسى، هوس، تلون مزاج، وسواس
Chimera
(chimaera =) ـ (افسانه) جانورى که سرشیر و بدن ببر و دم مار داشته است، (مجازى) خیال واهى
fantasy
قوه مخیله، وهم، هوس، نقشه خیالى، وسواس، میل، تمایل، فانتزى
daydream
خیال باطل، افکار پوچ، خیال باطل کردن
pipe dream
نقشه خیالى و موهوم، امید واهى brown study
wishful thinking
افکار واهى و پوچ، خواسته اندیشى woolgathering