فرهنگ آریان‌پور

ازدواج

#۸٬۱۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

spousal

ازدواج، عروسى، زفاف، وابسته به عروسى

۲

marriage

ازدواج، عروسى، جشن عروسى، زناشویى، یگانگى، اتحاد، عقید، پیمان ازدواج

۳

hymen

(افسانه یونان) خداى عروسى و نکاح، (با حرف کوچک) عروسى، ازدواج، سرود عروسى، پرده بکارت، دخترگى

۴

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۵

matrimony

زناشویى، عروسى، ازدواج، نکاح

۶

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۷

union

اجتماع، اتحاد، اتحادیه، اتحاد و اتفاق، یگانگى وحدت، اتصال، پیوستگى، پیوند، وصلت، الحاق، اشتراک منافع

۸

wedding

(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن

۹

wedlock

زناشویى، عروسى، زفاف، نکاح، زوجه

۱۰

espousal

عقد، عروسى (بیشتر در جمع)، نامزدى