فرهنگ آریانپور
خواب الود
#۸۱٬۶۸۵
dozy
خواب آلود، چرت زن، شروز به فساد کرده
drowsy
خواب آلود، چرت زن، کسل کننده
sleepy
خواب آلود
somnolent
خواب آلود، درحالت خواب و بیدار
soporific
خواب آلود، کرخت، داروى خواب آور
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
dreamy
(dreamlike =) ـ خواب مانند، خواب آلود، رویایى، خیالى
morphic
(جانور شناسى) وابسته به شکل، وابسته به شکل شناسى، خواب آلود
slumbery
(slumbrous، slumberous) چرتى، خوابکى، سست، بى سر و صدا، خواب آور، خواب آلود
somnific
(somnifacient =) ـ خواب آور، خواب آلود
slumbrous
(slumbery، slumberous) چرتى، خوابکى، سست، بى سر و صدا، خواب آور، خواب آلود
slumberous
(slumbery، slumbrous) چرتى، خوابکى، سست، بى سر و صدا، خواب آور، خواب آلود
somnifacient
(somnific =) ـ خواب آور، خواب آلود