فرهنگ آریان‌پور

ازدحام کرده

#۸٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

knotted

گره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دار