فرهنگ آریان‌پور

ازدحام‌ کردن

#۸٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۲

flock

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن

۳

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۴

swarm

گروه، دسته زیاد، گروه زنبوران، ازدحام، ازدحام کردن، هجوم آوردن

۵

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن

۶

overcrowd

انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن

۷

scrum

(scrummage =) ـ نوعى بازى فوتبال راگبى