فرهنگ آریانپور
ازدحام کردن
#۸٬۱۶۵
crowd
جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم
flock
رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن
press
فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ
swarm
گروه، دسته زیاد، گروه زنبوران، ازدحام، ازدحام کردن، هجوم آوردن
throng
گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن
overcrowd
انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن
scrum
(scrummage =) ـ نوعى بازى فوتبال راگبى