فرهنگ آریان‌پور

خنیدن

#۸۱٬۶۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

echo

طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن

۲

sing

(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن

۳

resonate

تشدید کردن، پیچیدن، طنین انداختن