فرهنگ آریانپور
خنگ
#۸۱٬۶۳۰
dense
متراکم، چگال، غلیظ، انبوه، احمق، خنگ
stupid
کند ذهن، نفهم، گیج، احمق، خنگ، دبنگ
dope
پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن dope خودمانی knucklehead
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن dull halfwit
dummy
ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک
dopey
گیج شده (به وسیله الکل یا ماده مخدر)، احمق dopy
white
سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن
nitwit
آدم پریشان حواس، آدم کله خشک و احمق
obtuse
بى حس، کند ذهن، منفرجه، زاویه 90 تا 180 درجه slowwitted