فرهنگ آریان‌پور

خنگ

#۸۱٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dense

متراکم، چگال، غلیظ، انبوه، احمق، خنگ

۲

stupid

کند ذهن، نفهم، گیج، احمق، خنگ، دبنگ

۳

dope

پیش بینى کردن، آگاهى، داروى مخدر، دارو دادن، تخدیر کردن dope خودمانی‌ knucklehead

۴

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن dull halfwit

۵

dummy

ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک

۶

dopey

گیج شده (به وسیله الکل یا ماده مخدر)، احمق dopy

۷

white

سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن

۸

nitwit

آدم پریشان حواس، آدم کله خشک و احمق

۹

obtuse

بى حس، کند ذهن، منفرجه، زاویه 90 تا 180 درجه slowwitted