فرهنگ آریان‌پور

خنده دار

#۸۱٬۵۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

comic

خنده دار، مضحک، وابسته به کمدى

۲

hilarious

خنده دار، مضحک

۳

laughable

خنده دار، مضحک

۴

gig

هر چیز چرخنده، درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد، نوعى کرجى پارویى یا بادبانى، نیزه، (معنى مجازى) فرفره، چیز غریب و خنده دار، آدم غریب، شوخى، خنده دار، نیزه ماهى گیرى، قایق پارویى سریع السیر، با زوبین ماهى گرفتن، سیخ زدن، کردن، خوابدار کردن

۵

funny

مضحک، خنده دار، خنده آور، عجیب، بامزه

۶

queer

عجیب و غریب، غیر عادى، خل، خنده دار، مختل کردن، گرفتار شدن

۷

comedy

نمایش خنده دار، شاد نمایش، کمدى

۸

waggish

شوخ و شنگ، شوخ، بذله گو، خنده دار، مهمل، الواط

۹

ridiculous

مسخره آمیز، مضحک، خنده دار

۱۰

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف

۱۱

jocose

شوخ، شنگ، شوخى آمیز، فکاهى، بذله گویى

۱۲

jocular

شوخ، شوخى آمیز، فکاهى jokey

۱۳

humorous

فکاهى، شوخى آمیز، خوش مزه، خنده آور

۱۴

quizzical

عجیب و غریب، شوخ، مبهوت، مات

۱۵

relentless

بیرحم