فرهنگ آریانپور
خندق
#۸۱٬۵۴۶
moat
خندق، خاکریز، خندق کندن
ditch
خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن
foss
چال، خندق، گودال
sike
(syke =) ـ (در گویش، انگلیس) نهر کوچک، نهرى که در تابستان خشک شود، جوى آب، ناودان، خندق
trig
قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن
fosse
چال، خندق، گودال
graft
قلمه، پیوند، پیوند گیاه، گیاه پیوندى، (جراحى) پیوند بافت، تحصیل پول و مقام و غیره از راه هاى نادرست، ساخت و پاخت، سوء استفاده، اختلاس، خندق، پیوند زدن، به هم پیوستن، جفت کردن، از راه نادرستى تحصیل کردن
sheuch
(sheugh =) ـ خندق، حفره، نهر آب
sheugh
(sheuch =) ـ خندق، حفره، نهر آب
trench
چال، جان پناه، خندق، گودال، سنگر، استحکامات خندقى، شیار طولانى، کندن، خندق زدن
vallation
برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکى، برج و بارو سازى