فرهنگ آریان‌پور

خندق

#۸۱٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

moat

خندق، خاکریز، خندق کندن

۲

ditch

خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن

۳

foss

چال، خندق، گودال

۴

sike

(syke =) ـ (در گویش، انگلیس) نهر کوچک، نهرى که در تابستان خشک شود، جوى آب، ناودان، خندق

۵

trig

قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن

۶

fosse

چال، خندق، گودال

۷

graft

قلمه، پیوند، پیوند گیاه، گیاه پیوندى، (جراحى) پیوند بافت، تحصیل پول و مقام و غیره از راه هاى نادرست، ساخت و پاخت، سوء استفاده، اختلاس، خندق، پیوند زدن، به هم پیوستن، جفت کردن، از راه نادرستى تحصیل کردن

۸

sheuch

(sheugh =) ـ خندق، حفره، نهر آب

۹

sheugh

(sheuch =) ـ خندق، حفره، نهر آب

۱۰

trench

چال، جان پناه، خندق، گودال، سنگر، استحکامات خندقى، شیار طولانى، کندن، خندق زدن

۱۱

vallation

برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکى، برج و بارو سازى