فرهنگ آریانپور
خنثی
#۸۱٬۵۰۹
neuter
خنثى کردن، اخته کردن، وابسته به جنس خنثى، خنثى، بى طرف، بى غرض، اسم یا صفتى که نه مذکر و نه مونث است، خواجه
neutral
خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر
sexless
خنثى، عارى از جذبه یا میل جنسى
eunuch
خواجه، خصى، اخته، خواجه حرمسرا، خنثى
epicene
مشترک بین دو جنس، خنثى، خواجه، مخنث
inactive
ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر
androgyny
وجود دو حالت زنانگى و مردانگى توام، دوجنسى، خنثى
monecioius
(monoecious =) ـ (زیست شناسى) نر و ماده، یک پایه، خنثى
monoecious
(monecioius =) ـ (زیست شناسى) نر و ماده، یک پایه، خنثى
hermaprodite
نرموک، نر و ماده، خنثى، کسى که هم داراى حالات زنانگى وهم حالات مردانگى باشد
hermaphrodite
نرموک، نر و ماده، خنثى
inert
نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد