فرهنگ آریان‌پور

خنثی

#۸۱٬۵۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

neuter

خنثى کردن، اخته کردن، وابسته به جنس خنثى، خنثى، بى طرف، بى غرض، اسم یا صفتى که نه مذکر و نه مونث است، خواجه

۲

neutral

خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر

۳

sexless

خنثى، عارى از جذبه یا میل جنسى

۴

eunuch

خواجه، خصى، اخته، خواجه حرمسرا، خنثى

۵

epicene

مشترک بین دو جنس، خنثى، خواجه، مخنث

۶

inactive

ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر

۷

androgyny

وجود دو حالت زنانگى و مردانگى توام، دوجنسى، خنثى

۸

monecioius

(monoecious =) ـ (زیست شناسى) نر و ماده، یک پایه، خنثى

۹

monoecious

(monecioius =) ـ (زیست شناسى) نر و ماده، یک پایه، خنثى

۱۰

hermaprodite

نرموک، نر و ماده، خنثى، کسى که هم داراى حالات زنانگى وهم حالات مردانگى باشد

۱۱

hermaphrodite

نرموک، نر و ماده، خنثى

۱۲

inert

نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد