واژههای فارسی←خنفرهنگ آریانپورخن#۸۱٬۴۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bilgeشکم بشکه، رخنه پیدا کردن، تراوش کردن، (مجازى) هر چیز زننده و متعفن، آب ته کشتىواژههای نزدیک در الفباخن - اب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخنازیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخنازیر - علف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخنازیر - مرض -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخنازیر خوکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخنازیریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر