فرهنگ آریان‌پور

خمیرمایه

#۸۱٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

yeast

مخمر، (مجازى) خمیرمایه، خمیرترش، تخمیر شدن

۲

leaven

خمیر مایه، خمیر ترش، عامل کارگر، مخمر کردن، خمیر کردن، ور آوردن

۳

leavening

خمیر مایه، خمیر ترش، عامل کارگر، مخمر کردن، خمیر کردن، ور آوردن