فرهنگ آریانپور
خمیر کردن
#۸۱٬۴۶۵
knead
خمیر کردن، ورزیدن، سرشتن، آمیختن، مالیدن
impaste
خمیر کردن، خمیر گرفتن، رنگ غلیظ زدن به
mash
خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى
leaven
خمیر مایه، خمیر ترش، عامل کارگر، مخمر کردن، خمیر کردن، ور آوردن
levigate
سبک، نرم، صیقلى، نرم کردن، سائیدن، خمیر کردن، صاف و صیقلى کردن
masticate
چاوش کردن، جویدن، نرم کردن، خمیر کردن، بزاقى کردن