فرهنگ آریانپور
خلیدن
#۸۱٬۳۱۲
pierce
خلیدن، سپوختن، سوراخ کردن (با نیزه و چیز نوک تیزى)، سفتن، فرو کردن (نوک خنجر و غیره)، شکافتن، رسوخ کردن
prick
خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن
penetrate
نفوذ کردن در، بداخل سرایت کردن، رخنه کردن