فرهنگ آریانپور
خلل و فرج
#۸۱٬۲۶۲
pore
سوراخ ریز، منفذ، روزنه، خلل و فرج، در دریاى تفکر غوطه ور شدن
eye
چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن
porosity
پرمنفذى، تخلخل
#۸۱٬۲۶۲
سوراخ ریز، منفذ، روزنه، خلل و فرج، در دریاى تفکر غوطه ور شدن
چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن
پرمنفذى، تخلخل