فرهنگ آریان‌پور

خلع‌ کردن

#۸۱٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

depose

معزول کردن، عزل نمودن، خلع کردن

۲

expel

بیرون انداختن، منفصل کردن، به زور خارج کردن

۳

strip

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار

۴

unclothe

جامه از تن به در آوردن، عریان کردن، لخت شدن