فرهنگ آریان‌پور

خلبانی‌ کردن

#۸۱٬۱۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pilot

رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى

۲

captain

(علوم نظامى) سروان، ناخدا، سرکرده