فرهنگ آریانپور
ازارگر
#۸٬۱۱۷
sick
ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "
pesky
آزار رسان، زحمت دهنده، مزاحم
sadist
(sadistic =) ـ سادیست، کسى که از زجر دیگران لذت مى برد
painful
دردناک، محنت زا، ناراحت کننده، رنج آور، رنجور
sadistic
(sadist =) ـ سادیست، کسى که از زجر دیگران لذت مى برد sadomasochist sadomasochistic
injurious
مضر، آسیب رسان