فرهنگ آریان‌پور

خلبان

#۸۱٬۱۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

airman

خلبان، هوانورد

۲

pilot

رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى

۳

aviator

هوانورد، خلبان

۴

aeronaut

هوانورد، خلبان

۵

fly boy

عضو نیروى هوایى، خلبان

۶

flier

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly

۷

captain

(علوم نظامى) سروان، ناخدا، سرکرده