فرهنگ آریان‌پور

خلاف قاعده

#۸۱٬۱۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

anomaly

خلاف قاعده، غیر متعارف، بى ترتیب

۲

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده

۳

untrue

دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا

۴

anomalous

غیر عادى، خارج از رسم، بیمورد، مغایر، متناقض، بى شباهت، غیر متشابه