فرهنگ آریانپور
خلاص کردن
#۸۱٬۰۵۲
rid
(past: rid ; past participle: rid) ـ پاک کردن از، رهانیدن از، خلاص کردن
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن
extricate
رها کردن، خلاصى بخشیدن، آزاد کردن