فرهنگ آریان‌پور

خفه‌ کردن

#۸۰٬۹۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

choke

خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)

۲

stifle

خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن

۳

smother

خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن

۴

suffocate

خفه کردن، خاموش کردن

۵

asphyxiate

خفه کردن، مختنق کردن، خناق پیدا کردن

۶

garrote

(garotte =) ـ خفه سازى به طرز اسپانیولى، اسباب آدم خفه کنى، راهزنى به وسیله خفه کردن مردم، شریان بند

۷

strangle

گلوى کسى را فشردن، خفه کردن

۸

throttle

گلو، دریچه کنترل بخار یا بنزین، خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن

۹

silence

خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن