فرهنگ آریانپور
خفه کردن
#۸۰٬۹۹۲
choke
خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)
stifle
خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن
smother
خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن
suffocate
خفه کردن، خاموش کردن
asphyxiate
خفه کردن، مختنق کردن، خناق پیدا کردن
garrote
(garotte =) ـ خفه سازى به طرز اسپانیولى، اسباب آدم خفه کنى، راهزنى به وسیله خفه کردن مردم، شریان بند
strangle
گلوى کسى را فشردن، خفه کردن
throttle
گلو، دریچه کنترل بخار یا بنزین، خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن
silence
خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن