فرهنگ آریان‌پور

خفه کردن

#۸۰٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

choke

خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)

۲

stifle

خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن

۳

smother

خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن

۴

suffocate

خفه کردن، خاموش کردن

۵

asphyxiate

خفه کردن، مختنق کردن، خناق پیدا کردن

۶

strangulate

خفه کردن، خفقان ایجاد کردن، گلو را فشردن

۷

mute

گنگ، لال، بى صدا، بى زبان، صامت، کسر کردن، خفه کردن

۸

burke

کشتن، خفه کردن، به طور آهسته و غیر مستقیم از شرکسى راحت شدن

۹

scrag

آدم لاغر، جانور نحیف، چیز لاغر، گلوى کسى یا چیزى را گرفتن، خفه کردن

۱۰

dampen

رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن

۱۱

squash

له کردن، کوبیدن و نرم کردن، خفه کردن، شربت نارنج، افشره نارنج، (گیاه شناسى) کدو، کدوى رشتى، کدو مسما

۱۲

smolder

(smoulder =) ـ سوختن و دود کردن، بى آتش سوختن، خاموش کردن، خفه کردن

۱۳

garrotte

خفه سازى به طرز اسپانیولى، اسباب آدم خفه کنى، خفه کردن

۱۴

smoulder

(smolder =) ـ سوختن و دود کردن، بى آتش سوختن، خاموش کردن، خفه کردن

۱۵

strangle

گلوى کسى را فشردن، خفه کردن

۱۶

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن

۱۷

shut up

باعث وقفه در تکلم شدن، خفه کردن، (امر) خفه شو