فرهنگ آریانپور
خفه شدن
#۸۰٬۹۸۹
dampen
رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن
smother
خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن
asphyxiation
خفقان، خفه شدن، خفگى
choke
خفه کردن، بستن، مسدود کردن، انسداد، اختناق، دریچه، ساسات (ماشین)
stifle
خفه کردن، خاموش کردن، فرو نشاندن
strangle
گلوى کسى را فشردن، خفه کردن
suffocate
خفه کردن، خاموش کردن
asphyxiate
خفه کردن، مختنق کردن، خناق پیدا کردن