فرهنگ آریان‌پور

خفت

#۸۰٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

noose

کمند، خفت، دام، بند، تله، در کمند انداختن

۲

contempt

تحقیر، اهانت، خفت، خوارى

۳

disgrace

رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى

۴

contumely

اهانت، بى حرمتى، خفت، سبکى، توهین

۵

opprobrium

رسوایى، ننگ، خفت، زشتى، ناسزایى

۶

degradation

پستى، خفت، تنزل رتبه، تنزل

۷

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۸

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۹

stigma

کلاله، داغ، داغ ننگ، لکه ننگ، برآمدگى، خال

۱۰

scandal

رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن

۱۱

abscissa

طول، بعد افقى

۱۲

ignominy

بد نامى، رسوایى، افتضاح، خوارى، کار زشت

۱۳

humiliation

تحقیر، احساس حقارت