فرهنگ آریان‌پور

خف‌ کردن

#۸۰٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

lurk

کمین کردن، در تکاپو بودن، درکمین شکار بودن، در انتظار فرصت بودن، دزدکى عمل کردن، در خفا انجام دادن

۲

squat

چمباتمه زدن، قوز کردن، محل چمباتمه زنى، چاق و خپل

۳

stalk

خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه

۴

ambush

کمین، کینگاه، دام، سربازانى که درکمین نشسته اند، پناه گاه، مخفى گاه سربازان براى حمله، کمین کردن، در کمین نشستن

۵

crouch

دولا شدن، قوز کردن (از ترس و سرما)