فرهنگ آریانپور
خف کردن
#۸۰٬۹۳۸
lurk
کمین کردن، در تکاپو بودن، درکمین شکار بودن، در انتظار فرصت بودن، دزدکى عمل کردن، در خفا انجام دادن
squat
چمباتمه زدن، قوز کردن، محل چمباتمه زنى، چاق و خپل
stalk
خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه
ambush
کمین، کینگاه، دام، سربازانى که درکمین نشسته اند، پناه گاه، مخفى گاه سربازان براى حمله، کمین کردن، در کمین نشستن
crouch
دولا شدن، قوز کردن (از ترس و سرما)