فرهنگ آریان‌پور

خطی کردن - خط -

#۸۰٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

scrawl

بد نوشتن، با شتاب نوشتن، خرچنگ قورباغه اى نوشتن، نامرتب و غیر استادانه نقاشى کردن، خط خطى کردن، گشاد نشستن

۲

striate

خط دار، شیار دار، خط خطى کردن

۳

striping

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار strip