فرهنگ آریان‌پور

خطکشی‌ کردن

#۸۰٬۸۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش