فرهنگ آریان‌پور

خطر کردن

#۸۰٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

risk

خطر، مخاطره، ریسک، احتمال زیان و ضرر، گشاد بازى، به خطر انداختن

۲

hazard

قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن

۳

venture

جرات، جسارت، مخاطره، معامله قمارى، اقدام به کار مخاطره آمیز، مبادرت، ریسک، اقدام یا مبادرت کردن به