فرهنگ آریانپور
خطابه
#۸۰٬۷۶۶
allocution
خطابه، موعظه
prelection
خطابه، سخنرانى
sermon
. & v موعظه، وعظ، خطبه، خطابه، اندرز، گفتار، وابسته به موعظه، موعظه کردن
address
درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)
lecture
سخنرانى، خطابه، کنفرانس، درس، سخنرانى کردن، خطابه گفتن، نطق کردن
oration
نطق، سخنرانى، فصاحت و بلاغت، خطابه
precept
حکم، امر، فرمان، امریه، خطابه، مقررات، نظامنامه، پند، قاعده اخلاقى
speech
سخن، حرف، گفتار، صحبت، نطق، گویایى، قوه ناطقه، سخنرانى
discourse
سخن گفتن، سخنرانى کردن، ادا کردن، مباحثه، قدرت استقلال