خطا
#۸۰٬۷۲۶
errancy
خطا، اشتباه، گمراهى
sin
گناه، معصیت، عصیان، خطا، بزه، گناه ورزیدن، معصیت کردن، خطا کردن sin فوتبال
error
لغزش، اشتباه، غلط، سهو، خطا، عقیده نادرست، تقصیر error ـ (46)
fault
کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن
lapse
نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن
miscue
سهو، به خطا زدن (گوى بیلیارد)، اشتباه کردن، خطا
peccant
گناهکار، اشتباه کار، غلط، ناصحیح، خطا، (پزشکى) ناخوش، فاسد
sinister
گمراه کننده، بدخواه، کج، نادرست، خطا، فاسد، بدیمن، بدشگون، نامیمون، شیطانى واژه هاى شامل
injustice
بى عدالتى، بى انصافى، ستم، بیداد، ظلم، خطا
misfeasance
(حقوق) سوء استفاده از اختیار قانونى، خطا
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ foul مجازی یا به شوخی
penalty
جزا، کیفر، مجازات، تاوان، جریمه عامیانه slipup