فرهنگ آریان‌پور

خط ممتد

#۸۰٬۶۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stretch

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت