فرهنگ آریان‌پور

خط مشی تعیین‌ کردن

#۸۰٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

chart

نمودار، نقشه، جدول (اطلاعات)، گرافیگ، ترسیم آمارى، بر روى نقشه نشان دادن، کشیدن، طرح کردن، نگاره