فرهنگ آریان‌پور

خط کش

#۸۰٬۶۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش

۲

liner

کشتى یا هواپیماى مسافرى، آستردوز، آسترى، کسى که خط مى کشد، خط کش

۳

ruler

فرمانروا، حکمران، رئیس، سر، خط کش