فرهنگ آریان‌پور

خط شکسته

#۸۰٬۵۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cursive

پیوسته، روان، خط شکسته

۲

copperplate

بشقاب مسى، کلیشه مسى، صفحه مسى