فرهنگ آریان‌پور

خط خط کردن

#۸۰٬۵۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fleck

رگه رگه کردن، خط خط کردن، نقطه نقطه کردن، نقطه، خال، رگه، راه راه، برفک

۲

streak

خط، رگ، رگه، ورقه، تمایل، میل، نوار یا رگه نوارى، سپیده دم، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن

۳

scrabble

دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا