فرهنگ آریان‌پور

خط اهن

#۸۰٬۴۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

railway

خط آهن، راه آهن، وابسته به راه آهن

۲

rail

سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن

۳

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن