فرهنگ آریان‌پور

خط‌ اهن

#۸۰٬۴۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

rail

سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن

۲

line

خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66) permanent way

۳

railroad

راه آهن، با راه آهن فرستادن یا سفر کردن، سرهم بندى کردن، پاپوش درست کردن