فرهنگ آریان‌پور

خط‌ افتادگی

#۸۰٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

score

نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات

۲

scratch

خراشیدن، خاراندن، خط زدن، قلم زدن، خراش، تراش، چرکنویس