ازاده
#۸٬۰۴۴
noble
آزاده، اصیل، شریف، نجیب، باشکوه
liberal
آزاده، نظر بلند، داراى سعه نظر، روشنفکر، آزادى خواه، زیاد، جالب توجه، وافر، سخى
freehearted
آزاده، دست و دل باز، بى رودربایستى، رک و راست
catholic
جامع، بلند نظر، آزاده، کاتولیک، عضو کلیساى کاتولیک
freedman
بنده آزاد شده، آزاده
tolerant
با مدارا، مدارا آمیز، آزادمنش، آزاده، داراى سعه نظر، شکیبا، اغماض کننده، بردبار، شخص متحمل
tolerantly
با مدارا، مدارا آمیز، آزادمنش، آزاده، داراى سعه نظر، شکیبا، اغماض کننده، بردبار، شخص متحمل
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن
open
باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن open openminded
broad
به طور وسیع، عموماً، با بسط معنى
gentle
نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن gentle largeminded
expansive
متمایل به توسعه
latitudinarian
وابسته به عرض جغرافیایى، با گذشت، گسترده فکر