فرهنگ آریان‌پور

خصیصه

#۸۰٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

feature

خصیصه، سیما، چهره، طرح صورت، ریخت، ترکیب، خصوصیات، نمایان کردن، به طور برجسته نشان دادن

۲

flair

شامه سگ، بویایى، (مجا) قوه تشخیص، فراست، استعداد، خصیصه

۳

trait

ویژگى، نشان ویژه، نشان اختصاصى، خصیصه

۴

ethos

عادات و رسوم قومى، صفات و شخصیت انسان

۵

point

نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن

۶

quality

کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى

۷

property

دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک

۸

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ

۹

character

دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت

۱۰

qualification

صفت، شرط، قید، وضعیت، شرایط، صلاحیت، توصیف

۱۱

characteristic

منشى، خیمى، نهادى، نهادین، منش نما، نشان ویژه، صفت ممیزه، مشخصات، مشخصه